هالیوود برای چه کسانی فیلم می سازد؟
بعد از ظهر یک روز آرام – پایگاه نظامیان آمریکایی در عربستان – عده ای مشغول بازی کریکت ، عده ای تماشاگر و کمی آن سوتر غریو شادی از بازی کودکان به گوش می رسد. هیچ کس تصور نمی کند این بعد از ظهر آرام آبستن حوادثی تلخ باشد. اما لحظاتی بعد .....
به دنبال این حادثه گروه حقیقت یاب ! FBI عازم محل می شوند و در نهایت کاشف به عمل می آید که......
در ژوئن 1996 و در پایگاه نظامی الخبر- متعلق به نظامیان آمریکا- انفجار مهیبی رخ داد که در پی آن 19 نظامی آمریکایی کشته و تعدادی زخمی شدند. در پی این حادثه مقامات آمریکایی انگشت اتهام را متوجه مسلمانان دانستند و حتی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان مسبب اصلی این حادثه معرفی کردند. ولی بعدا اذعان کردن که ایران هیچگونه دخالتی در انفجار ظهران عربستان نداشته است.اینجا را ببینید. و اینجا
البته کمترین سودی که ایالات متحده از قبل متهم کردن ایران برد تخریب وجهه ی جمهوری اسلامی ایران در سطح بین الملل و در نزد افکار عمومی دنیا بود. به هر روی این حادثه فرصتی دوباره برای ماشین فیلم سازی هالیوود ایجاد کرد تا با پرداختن به موضوع تروریسم این برچسب را به قامت اسلام و مسلمان بزند.
Kingdom ساخته ی پیتر برگ و با بازی جیمی فاکس ، فیلمیست پرخرج با صحنه های اکشن در مقیاس هالیوودی. ماموریت این فیلم مثل ده ها فیلم دیگر هالیوودی که یک پای آن ها اسلام و مسلمان است هویداست : ترسیم تابلویی سیاه از جنگلی ناشناخته که در آن حیوانات مرموزی به نام تروریست زندگی می کنند که خطری برای امنیت و صلح محسوب می شوند. درک نیش و کنایه های فیلم برای ما که در موضعی تدافعی نسبت به حقوق جامعه ی اسلامی قرار داریم چندان سخت نیست. مصداق های توهین نه در لفافه بلکه اظهر من الشمس : مامور FBI در پاسخ به همکار خود که از وضع اسکان در عربستان ناراحت است ، می گوید : فراموش کردی به جنگل آمدیم !؟ یکی از بازماندگان انفجار هم با ناراحتی - که بیننده را با خود همراه می کند- این خشونتها و ترورها را ارمغان دین اسلام می داند و می گوید : محمد از جون ما چی می خواد !؟

Kingdom برای اثر گذاری در جامعه ی هدف خود ، داستان را در دو مسیر متفاوت روایت می کند : نخست نشان دادن شاخصه های جامعه ی عربستان ، به عنوان نمونه ای از یک جامعه ی اسلامی که مظاهر تمدن اسلامی در آن فراوان است: تکرار الفاظ مقدس اسلامی ، نوع پوشش ها ، وجود تابلو نوشته هایی با اسامی متبرکه مانند نام حضرت محمد(ص) در منازل و اعمال عبادی مانند نماز. اما همه ی اینها در فضای فیلم به تنهایی نشان داده نمی شود. روایت دوم فیلم از خشونت و ترور است. اگر قرار است ذکری از اذکار مقدس اسلامی گفته شود، کارگردان آن را در یک گروه تروریستی نشان می دهد و همچنین است دیگر نمادها و سمبل های اسلامی در اختلاط با گروههای تروریستی.
برای ما که دشمن خود و نیز دین خود را می شناسیم رمزگشایی از اینگونه آثار چندان دشوار نیست و همه اذعان داریم که هالیوود مغرضانه اسلام را هدف خود قرار داده است. البته نقدهای ما براینگونه آثار ضد اسلامی جنبه ی کلیشه ای پیدا کرده - چرا که هالیوود از کلیشه ی قدیمی خود در مقام حرف و محتوا خارج نشده - و ممکن است این فیلم را به خاطر ساده بودن بیانش شایسته ی نقد ندانیم. اما این تنها نوع نگاه یک مسلمان است .
سوال اینجاست که آیا جامعه ی غرب هم به این دست آثار سینمایی همچون ما می نگرند یا به واقع برای آنها وجه مستند گون دارد؟ بالاتر اینکه اساسا هالیوود اینگونه آثار رابرای چه کسانی می سازد؟ شاید نگاهی به شیوه ی فیلم سازی هالیود رهنمون به پاسخ شود. هالیوود برای ضربه زدن به جبهه ی مقابل خود دو راهکار اتخاذ کرده است:
1 – فیلم هایی که با گرته برداری از وقایع و حوادث مستند ساخته می شود. البته اینگونه فیلم ها قوانین خاص خود را دارد.
قانون اول: هالیوود تشخیص می دهد کدام واقعه ارزش پرداختن رادارد.
کشتار مردم فلسطین که این روزها در غزه خلاصه می شود ویا انفجارهای هر روزه ی عراق - که به طرز سوال برانگیزی کمترین سرباز اشغالگر در ان کشته می شود – ارزش فیلم شدن را ندارد. و در مقابل کشته شدن چند امریکایی در نقطه ای که وطنشان نیست - و باید از آنها پرسید : اینجای دنیا چه می کنید؟ و حتما این پاسخ تکراری را خواهیم شنید که برایتان دموکراسی را سوغات آورده ایم!!! – فیلم می شود. آن هم با روایت سلحشوری و از جان گذشتگی هایشان برای نوع بشر.
قانون دوم: هالیوود تشخیص می دهد که ریشه ی یک واقعه چیست.
وقایعی که هالیوود از روی آنها فیلم می سازد فقط یک سرمشق است برای فتح باب. ادامه ی داستان سرایی و ریشه یابی حوادث و رویدادها به عهده ی کارگردان است تا بیننده ی بی خبر را به ترکستان ببرد. برای اجتناب از اطناب در توضیح این قانون اینجا را بخوانید.
قانون سوم : خط مشی هالیوود را پنتاگون تعیین می کند و لا غیر.
بخوانید
2 – فیلم های ساختگی و موهومی که باز هم هدفی جز مخدوش کردن چهره ی اسلام ندارند. مانند چندین و چند مورد فیلم هایی که با موضوع هواپیما ربایی توسط گروه های اسلامی ساخته شد – بدون توجه به اینکه چنین وقایعی اصلا وجود خارجی نداشته است و فقط برای ساخت چارچوب فکری مخاطب مورد نظر ساخته می شود – همچنین فیلم هایی نظیر Wish master و یا نزدیک ترین شاهد مثال فیلم سراسر دروغ 300 .
به جرات می توان گفت فیلم سازان هالیوودی بی توجه به ارزش های اسلامی و سنتهای ملل مسلمان به ساخت چنین آثاری مبادرت می ورزند. چرا که به دنبال معرفی اسلام به جامعه ی غرب هستند. البته آنطور که خود می خواهند و از قبل ساخت چنین آثاری به دنبال توجیه مبارزه با اسلام برای افکار عمومی جامعه ی غربی اند. بنابراین جای هیچگونه تردیدی باقی نیست که فیلم هایی نظیر Kingdom برای جامعه ی غرب ساخته می شود و برای سیاست گذاران سینمایی غرب اثر گذاری در همین جامعه غایت القصوای مقصود است :
ابوحمزه (رهبر تروریست ها) در آخرین لحظات عمرش خطاب به فرزندش می گوید :......تو همشون را می کشی پسرم !!
این جمله برای شهروند آمریکایی چه معنا و مفهومی دارد ؟ آیا جز این می نمایاند که تهدید از سوی اسلام همچنان باقیست !؟ اینجاست که مبارزه با اسلام نه برنامه ی اقلیت معدودی استعمارگر، بلکه خواسته ی قاطبه ی افکار عمومی جامعه ی غرب می شود.
(راوی)