X
تبلیغات
حلقه نقد فیلم (دانشجویان شاهرود)
قالب وبلاگ
حلقه نقد فیلم (دانشجویان شاهرود)
 
لینک دوستان

هادی عامری را بهتر بشناسید

 

او کیست ؟

 

 


ادامه مطلب
[ 88/11/30 ] [ 11:41 بعد از ظهر ] [ حلقه نقد فیلم ]

قفس رنج (200۸ – آمریکا) – نامزد 9 جایزه اسکار

 

قفس رنج

 

کارگردان: Kathryn Bigelow همسر سابق جیمز کامرون . در اسکار امسال اگر جایزه بهترین کارگردانی به سازنده این فیلم برسد اولا برای اولین بار در تاریخ اسکار یک زن برنده جایزه بهترین کارگردانی خواهد شد و ثانیا این خانم می تواند مهمترین رقیب همسر سابقش جیمز کامرون سازنده فیلم آواتار در تصاحب این جایزه باشد.

 

بازیگران: Jeremy Renner (جیمز) Anthony Mackie (سنبورن) Guy Pearce (تامپسون) Evangeline Lilly (کانی جیمز)

 

فیلمنامه: Mark Boal

 

زمان فیلم: 131 دقیقه

 

خلاصه داستان:

 

گروهی از سربازان آمریکایی که متخصص خنثی کردن بمب هستند بر اثر یک انفجار رئیس خود را از دست می دهند و(جیمز) به عنوان رئیس جدیدی برای آنان می آید که رفتارش با قبلی فرق میکند.ابتدا تنش بین او و گروه زیاد است تا جایی که حتی فکر کشتن او به سر یکی از افراد گروه میرسد اما با پیش آمدن وقایعی سخت و بروز شجاعت هایی از او همه او را می پذیرند اما مشکلات در عراق بسیار است ...


ادامه مطلب
[ 88/11/30 ] [ 11:48 قبل از ظهر ] [ حلقه نقد فیلم ]

نقدی بر فیلم به رنگ ارغوان

به رنگ ارغوان

شبکه ایران: "به رنگ ارغوان" به رغم مضمون انسانی، لحظات زیبای سینمایی گاه به گاه و حرکت به سمت یک ژانر کمتر تجربه شده سینمای ایران(تریلر سیاسی)، در نهایت موفق نمی‌شود به یک اثر منسجم و موثر تبدیل شود و در نیمه راه رسیدن به بیان احساسی و ساختاری فیلمی چون "آژانس شیشه‌ای"(کماکان بهترین فیلم حاتمی‌کیا و یکی از شاخص‌های سینمای دو دهه اخیر ما) متوقف می‌ماند.

 

این امر بیش از هر چیز برمی‌گردد به تناقضات بی‌پایان حاتمی‌کیا در برخورد با شخصیت‌هایش. این تناقضات در شکل کنترل شده‌اش، شخصیت محبوب "حاج کاظم" آژانس شیشه‌ای را متبلور کرد و "ستاری" به رنگ ارغوان به خاطر لجام‌گسیختگی این تناقضات و بلاتکلیفی و محافظه‌کاری سازنده‌اش، عقیم می‌ماند.

 

هنکل فون دورنسمارک در سال 2006 فیلی ساخت به نام "زندگی دیگران" که موفق شد اسکار بهترین فیلم خارجی را نیز از آن خود کند که بی‌شباهت به فیلم حاتمی‌کیا نیست. اینجا قصد ارزش‌گذاری مطرح نیست،نوع رویکرد به یک مضمون واحد مورد نظر است که فیلم هنکل را به اثری دیدنی تبدیل می‌کند و فیلم حاتمی‌کیا را به اثری مغشوش و سردرگم.

 

اگر در "زندگی دیگران" رابطه سه‌گانه مامور اطلاعاتی، دستگاه اطلاعاتی(آلمان شرقی) و سوژه تحت نظر کاملا دیالکتیکی و پویا است، در "به رنگ ارغوان" هراس فیلمساز از نزدیک‌تر شدن به شخصیت ستاری، متعاقب آن بلاتکلیفی در برخورد با دستگاه امنیتی به در سطح ماندن هر چه بیشتر فیلم و عدم کشمکش بسنده و درام الکن منجر شده که گاه به گاه تماشاگر را جذب می‌کند و در نقطه ورود به مصیبت، رهایش می‌کند.

 

هیچ اطلاعاتی از پیش زمینه ستاری، علایق و نگاهش به پیرامون و مختصات دستگاهی که برایش کار می‌کند دیده نمی‌شود. به همین دلیل عشق درون فیلم الکن می‌ماند و صحنه‌های تبعی آن هم به انجام نمی‌رسد. معدود لحظات خوب فیلم‌ (به طور مثال صحنه مابعد زد و خورد پایانی و محافظت ستاری از ارغوان) به رغم پتانسیل بالا برای تبدیل شدن به یک سکانس فوق‌العاده، به نتیجه نمی‌رسد و اسلوموشن‌های بجا و بی‌جای آن تماشاگر را در یاس و رجا باقی می‌گذارد.

 

در عین حال روایت‌های فرعی فیلم نیز بیجا و تحمیلی هستند. صحنه‌های مربوط به دانشگاه و اکیپ‌های دانشجویی، مانند نمونه‌های مشابه‌اش در آثار ایرانی، به شدت آزار دهنده هستند. هر چند رویکرد حاتمی‌کیا نسبت به دانشجویان در قیاس با نگاه سخیف کیمیایی در "اعتراض" یا درویش در "متولد ماه مهر"، قابل تحمل‌تر است، با این حال همچنان علاقه‌ فیلمسازان به دسته‌بندی دانشجویان (آن هم از نوع رایجش) در این فیلم هم قابل مشاهده است. هیچ گاه سینماگران ما نتوانستند به دانشجو به عنوان یک کلیت یکپارچه و ارگانیک، فارق از تفاوت‌هایش نگاه کنند و همواره با برداشت‌های سطحی و القائی از بیرون مواجهیم.

 

"به رنگ ارغوان"‌می‌توانست با تمرکز روی تضاد درونی بروکراسی و وظیفه عمومی با عشق فردی( مانند پرسیوال)، با تلطیف نگاه سطحی رایج نسبت به نیروهای امنیتی(که البته در همین حداقل خود هم یکه و بدعت‌گذار است)، با نزدیک‌ و عمیق‌تر شدن در احوالات شخصیت اول فیلم، به اثری در خور تبدیل شود، که نشد. ولی می‌تواند امیدبخش خروج حاتمی‌کیا از برزخ کنونی "دعوت" و "به نام پدر" باشد.

 

منبع: http://www.rajanews.com/Detail.asp?id=43541 – با استفاده ازعکس جدید.

 

توضیح : این نقد کمی تند است ولی از آنجایی که دارای چند نکته جالب بود به ویژه مقایسه آن با فیلم زندگی دیگران از این مطلب در وبلاگ استفاده شد که البته این امر به شکلی دیگر برای نقد بعدی هم صدق می کند .

 

برای دریافت نقد دیگری از فیلم "به رنگ ارغوان" بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
[ 88/11/30 ] [ 10:57 قبل از ظهر ] [ حلقه نقد فیلم ]

کتاب قانون (1388 – ایران)

کتاب قانون

فیلم کتاب قانون با بازی پرویز پرستویی و به کارگردانی مازیار میری از یک بعد بیرونی به دین اسلام و اسلام ایرانی می نگرد ، اسلامی که پس طی سالیان سال در ایران جز پوسته ای از آن چیز دیگری از آن باقی نمانده است .

دختری فرانسوی الاصل و مسیحی که مشغول تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی می باشد و پس از مدتی به دین اسلام گرایش پیدا می کند ، حجاب اسلامی بر سر می نهد و سعی می کند با اتکا به کتاب اسلامی که برخی از احکام اسلامی را شرح داده است از قوانین اسلامی پیروی نماید . نام خویش را از ژولیت به آمنه تغییر می دهد و پس از آشنایی با مردی به نام رحمان در لبنان (پرویز پرستویی) با او ازدواج کرده و به کشوری که بیشتری مسلمان شیعی را در خود جای داده است سفر می کند تا شاید اسلام نابی را که به آن ایمان آورده است و در لابه لای کتاب احکام خود آن را جستجو می کند بیشتر و بهتر در یابد.

 

رحمان در مرکز پژوهشهای علوم انسانی مشغول به کار بوده و به همراه مادر ،خاله و دو خواهر خود در یک خانه قدیمی زندگی می کند . رحمان در گذشته مدتی را در جنگ بوده است و دارای یک خانواده مذهبی و سنتی می باشد و خانواده او نمایانگر خانواده هایی سنتی و مذهبی در ایران می باشد که غباری سنگین بر پیکره مذهبی این خانواده ها نشسته است و در واقع شخصیت آمنه در فیلم نمایانگر فردی است که با هزاران انگیزه مثبت و با خلوص نیت به دین اسلام روی آورده است و در جستجوی آن به کشوری اسلامی با حکومتی اسلامی سفر کرده است ولی هر چیزی را در این دیار اسلامی می بیند جز اسلام . یکی از سکانسهای زیبایی فیلم جایی است که خانواده همسر آمنه به همراه تعدادی از همسایه ها مجلسی مذهبی به پا می کنند و هنگامی که همگی بر سر سفر نشسته اند مشغول غیبت کردن از دوستان و خویشان خود هستند و آمنه خطاب به آنها با خواندن سوره ای از قرآن به آنها می گوید ؛ چطور شما می توانید هنگامی که این همه غذای لذیذ بر سر سفر است ، گوشت برادر مرده خود را بخورید. این امر واکنش خصمانه همسایه ها و شوهرش را در پی دارد و از اینجاست که دیگر همسایه ها به دنبال آتو گرفتن و اذیت کردن آمنه از طریق برخی از احکام مکروه اسلامی هستند.

 

فیلم از سویی در چند سکانس ساده و با بیانی روان سعی دارد مخاطب خود را با اسلام ناب محمدی آشنا نماید و به هیج عنوان نگاهی خصمانه به اصل دین اسلام ندارد و حتی برخی از نقاط حساس و فراموش شده ی اسلامی را به مخاطب خود یاداوری می کند و سوی دیگر سعی دارد بر این نکته هم تاکید داشته باشد که بیشتر ایرانیان فقط نام مسلمان را با خود یدک می کشند و ادعای مسلمان بودن دارند و حتی حاضر به شنیدن کوچکترین نقدی درباره عملکرد خود در حوزه دین اسلام نیستند و هنگامی که آنها را در حوزه عملکرد دینی خود مورد نقد قرار می دهند واکنش هایی بعضا تند و حتی مغایر با اصول مذهبی ، اخلاقی و قانونی از خود نشان می دهند .

 

نوشته شده توسط : رضا

 

[ 88/11/29 ] [ 7:59 بعد از ظهر ] [ حلقه نقد فیلم ]

ملاقات با جو بلک (1998 – آمریکا)

 

ملاقات با جو بلک

 

کارگردان : مارتین برست

فیلمنامه : رون آزبرن ، جف رنو

ژانر : فانتزی ، ملودرام

موسیقی : توماس نیومن

مدت زمان : 181

 

خلاصه داستان:

 

ویلیام پریش” (هاپکینز) مردی است بسیار ثروتمند و دارای قدرت که یک امپراتوری چند رسانه‌ای جهانی را سرپرستی می‌کند. او با وجود از دست دادن همسرش ( که بسیار دوستش داشته) از زندگی‌اش خرسند است و با دو دخترش ، ̎آلیسن̎ (گی‌هاردن) و ̎سوزان̎ (فورلانی) رابطهٔ بسیار نزدیکی دارد. یک شب هنگام جروبحث کاری و در حالی که دخترش، ̎آلیسن̎ در حال آماده کردن مقدمات برگزاری جشن شصت و پنجمین سال تولد او است، علایم یک سکتهٔ قلبی را در خود احساس می‌ند و مردی اسرارآمیز و بیگانه به‌ نام ̎جوبلک̎ (پیت) ، که در اصل فرشته ی مرگ است به دیدار او می‌آید. به‌نظر می‌رسد ̎ویلیام̎ ناچار است این جهان را ترک کند اما او نمی‌خواهد بمیرد؛ و از طرف دیگر هم ̎جو̎ کنجکاو شده و می‌خواهد زندگی زمینی را تجربه کند. ̎ویلیام̎ از ̎جو̎ می‌خواهد وقت بیشتری به او بدهد تا به کارهایش سروسامان بدهد و ̎جو̎ هم بدش نمی‌آید بیشتر روی زمین بماند تا بتواند مزه ی یک زندگی انسانی را بچشد. پس از چندی، ̎جو̎ که دل‌باخته ی "سوزان̎" دختر ̎ویلیام̎ شده ، متوجه می‌شود زندگی زمینی را دوست دارد؛ اما پستی بلندی‌های عشق برای ̎جو̎ هم ، آسان‌تر از تحمل آن برای انسان‌های زمینی نیست...

 

منبع: http://azmabepors.com/shop/item/?i=278 - (استفاده از عکس جدید)

 

[ 88/11/29 ] [ 7:55 بعد از ظهر ] [ حلقه نقد فیلم ]

City of Angels (1998 – آمریکا)

 

شهر فرشتگان

 

کارگردان: Brad Silberling

 

فيلم نامه:Wim Wenders ، Peter Handke ، Richard Reitinger ، Dana Stevens

 

بازیگران:

 

Nicolas Cage     در نقش    Seth

Meg Ryan     در نقش    Maggie Rice

 

 زمان:114 دقیقه

 

آهنگسازان:Peter Gabriel ، Gabriel Yared ، Alanis Morissette ، Jude Christodal

 

رده بندی سنی:PG13 افراد زیر ۱۳ سال نگاه نکنند

 

خلاصه فیلم:

 

فرشته ای که مآمور هدایت ارواح مردگان پس از مرگ آنهاست(نیکلاس کیج)، به اقتضای وظیفه اش، با آدم ها و زندگی آنها آشنا می شود. زندگی آدم ها روی زمین برای او موضوع جالبی بوده تا اینکه عاشق دختر پزشکی می شود(مگ رایان) که به خاطر فوت بیمارش در حین عمل جراحی قلب، متآثر شده و روی پلکان بیمارستان محل کارش، گریه می کند. علاقه به آن دختر و اشتیاق برای درک احساس او و آدم های دیگر نسبت به زندگی و کشف علت علاقهء آنها به زندگی زمینی، باعث می شود که به صرافت " آدم شدن " بیافتد! بنا به توصیهء شخصی که راه این کار را بلد بود، بالای ساختمانی می رود و خود را به پایین می اندازد. به این ترتیب به قول هایدگر، در وجود " افکنده " می شود. وقتی از روی زمین بلند می شود خود را در میان اشیاء فیزیکی دیگر و همانند انسان های دور و بر جسمانی می یابد و خوشحال و خندان به راه می افتد و....

 

نقد وتحلیل سینما و ماوراء بررسی سینمای معنا گرا

 

فیلم لذات زندگی متعارف و روزمره، آن هم به حسی ترین معنایش را از دیدگاه این فرشته به ما یادآوری کند. اینکه چگونه برای چنین موجودی زیر دوش آب گرم حمام ایستادن و یا پوستهء یک پرتقال را لمس کردن جذاب و لذت بخش خواهد بود. و پزشک داستان هم چگونه تحت تآثیر این تازگی و نوبودگی دید او، با مزهء هر چه تمام تر و با شوق ( که از حرکات دست مگ رایان پیداست ) سالاد درست می کند تا با هم روی یک میز نهار بخورند. فیلم آشکارا قصد دارد جذابیت های زندگی متعارف و روزمره را به دنیایی ترین معنای آن، دوباره برایمان زنده کند. من هم به همین دلیل فیلم را ارزشمند می دانم و مستحق اینکه هر بار دیده شود و در عین حال هر بار تآثیرگذار باشد. یادآوری جنبه های زیبایی شناختی زندگی روزمره، به عنوان یک درونمایهء داستانی، گویا در غرب سابقهء طولانی ای دارد. و احتمالآ باید داستان یونانی " دافنه و کلوئه " را اولین نمونه از این مجموعه دانست. گوته در مورد این رمان- گونه گفته است که باید هر سال یک بار خوانده شود و هر بار چیز جدیدی از آن کشف گردد. خواندن این داستان در تمام طول قرون وسطی به دلایل اخلاقی ممنوع بوده است.


ادامه مطلب
[ 88/11/28 ] [ 10:38 قبل از ظهر ] [ حلقه نقد فیلم ]

جرم

نظر به اهميت رعايت قوانين محيطي كه در آن فعاليت مي كنيم به دوستان توصيه مي شود ادامه ي مطلب را مطالعه فرمايند.


ادامه مطلب
[ 88/11/26 ] [ 5:32 بعد از ظهر ] [ حلقه نقد فیلم ]

انتقادات درخشنده از بی مهری نسبت به سینمای کودک

خوابهاي دنباله دار(1388)


ادامه مطلب
[ 88/11/26 ] [ 10:26 قبل از ظهر ] [ حلقه نقد فیلم ]

كنكور

[ 88/11/25 ] [ 9:56 بعد از ظهر ] [ حلقه نقد فیلم ]

دنیای آدرین لین

 

بی وفا

 

لولیتا

 

 در میان فیلمسازان موسوم به هالیوودی از نام ادرین لین نمی توان براحتی   گذشت.فیلمهایی خوش آب و رنگ با ساختاری منسجم و با حضور بازیگرانی مطرح در ظاهر  از خصایص عمده اثار این فیلمساز می باشد.امابا نگاهی  دقیق تر به این اثار میتوان به لایه های عمیق تری که فیلم های لین را از دیگر تولیدات هالیوود متمایز می کند دست یافت.مهمترین دغدغه لین در اثارش را باید در حفظ و حراست از حریم و بنیان خانواده دانست که در غالب فیلمهای این فیلمساز از جذابيت مرگبار ولوليتا تا بی وفااین دلمشغولی را می توان  مشاهده کرد. فروپاشی خانواده در اثار لین غالبا معلول لغزش های یکی از دو عضو اصلی این نهاد کوچک اجتماعی می باشد.

 

هوس درلولیتا-  جذابيت مرگبار و بی وفا وهمچنین طمع در پیشنهاد بیشرمانه از علل به مخاطره افتادن بنیان خانواده اند.

 

در این فیلمها معمولا در ابتدا خانواده ای خوشبخت وآرام بتصویر کشیده می شود که در آن ظاهرا همگی از زندگی در کنار هم راضی بنظر میرسند اما بناگاه لغزشی ازطرف یکی از اعضاء  این کانون گرم و ارام را به مخاطره می اندازد و آن را در معرض فروپاشی قرار می دهد.جالب اینجاست که در  اثار لین بیشتر با ضد قهرمان مواجهیم  به عنوان مثال در بی وفا شخصیت زن فیلم که در پی  هوسی آنی دچار لغزش میشود هرگز به عنوان یک شخصیت منفی تلقی نمی شود بلکه فیلم حتی بیننده را به همدردی با او وامیدارد و در آخر هم کارگردان معمولا با حربه ای از سقوط ضد قهرمان وازهم پاشی خانواده جلوگیری می نماید .

 

یکی دیگر از نقاط مثبت آثار لین را باید در انتخاب های بجای بازیگران و نقش آفرینی قدرتمندانه آنها دانست تا جایی که نمیتوان از بازی های زیبای دایان لین   ریچارد گر  دمی مور و رابرت ردفورد و...(مخصوصا بازی هنرمندانه دایان لین در بی وفا) در این آثار بی اعتنا گذشت.

 

برخی سینمای آدرین لین را  در دسته بندی های سینمایی بیرحمانه و یکطرفه در زمره آثار تجاری وکم ارزش هالیوودی قرار میدهندو این آثار از مقبولیت چندانی نزد منتقدان برخوردار نیست اما میتوان با نگاهی موشکافانه تر و با چشمپوشی از برخی نقایص این آثار را در زمره آثار قابل اعتنای سینمای

اجتماعی قرار داد.

 

   فيلم نگاری آدرين لين: 

 

Unfaithfu 2002Lolita 1998Lolita 1997Indecent Proposal 1993Jacob's Ladder 1990Fatal Attraction 198Flashdance 1983Foxes 1980

 

منبع: http://miscitysite.blogfa.com/post-11.aspx - (استفاده از عکس جدید)

 

 

خیانت در سینمای آدریان لین

 

آدریان لین در یکی از مهم­ترین فیلم­های کارنامه هنری­اش، بی­وفا [2002]، به درونمایه مضمونی تکراری اما همواره پرکششی می­پردازد که نمونه­های آشنایی در تاریخ سینمای جهان –به­ویژه اروپا- دارد. درونمایه­ای نمایشی- خانوادگی که براساس یک تم محوری تکرارشونده، فرصتی برای بررسی جامعه­شناختی انسان در متن فرهنگ­های متفاوت پدید می­آورد. پی­رنگ نمایشی نیرومندی که همواره یکی از اضلاع اصلی درام در آثار نمایشی بوده است. خیانت و لغزش زن یکی از کهن­ترین درونمایه­های مضمونی در شکل­گیری آثار نمایشی از اورپید تا امروز محسوب می­شود. اشکال متفاوت آن در آثار شکسپیر می­تواند نمونه­های مثالی تاریخ نمایش باشد. در بررسی زودگذر و شتابزده تاریخ سینما هم می­شود به نمونه­های پرشماری از این درون­مایه مضمونی اشاره داشت که یک روز به­خصوص اتوره اسکولا و لغزش بانوی انگلیسی اثر جوزف لوزی شاید آشناترین نمونه برای علاقه­مندان سینما باشد.


ادامه مطلب
[ 88/11/25 ] [ 7:56 بعد از ظهر ] [ حلقه نقد فیلم ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سینما باید سنگی باشد که سکوت را بشکند ...
موضوعات وب