قالب وبلاگ
حلقه نقد فیلم (دانشجویان شاهرود)
 
لینک دوستان

درباره داستان:

هر فیلمی که از وودی آلن به روی پرده می آید مثل هدیه کریسمسی است که از طرف عمه ی عجیب غریب خود می گیرید. معلوم نیست داخل هدیه چیست، ممکن است دستمال توالتی بافته شده باشد، یا اینکه جواهری گرانبها و پر قدمت از آن شما بشود. خوشبختانه جدیدترین فیلم وودی آلن با نام “ویکی کریستینا بارسلونا” به نظر فیلم خوبی می آید. داستان با ویکی (ربکا هال) و کریستینا (اسکارلت جوهانسون) آغاز می شود، دو دوست صمیمی که می خواهند برای تفریح به مدت ۸ هفته به بارسلونای اسپانیا سفر کنند.

 

ویکی در بارسلونا دو دوست به نام های جودی (پاتریشیا کلارکسون) و مارک (کوین دان) دارد که از ویکی و کریستینا دعوت کرده اند تا دوران تابستان را در کنار آنها و در بارسلونا بگذرانند، جایی که ویکی قرار است برای اساتیدش به تحقیق بپردازد و کریستینا هم با فرهنگ محلی و جاذبه ها آشنا بشود. ویکی با شخصی به نام دوگ (کریس مسینا) که مردی خوش اندام، دوست داشتنی اما کمی حوصله سر بر است، نامزد کرده و قرار است که با وی ازدواج کند و کریستینا هم شدیدا دچار افسردگی روحی شده و از نظر عشقی ضربه خورده و قصد دارد که آن را به فراموشی بسپارد.

 

در یک گالری نقاشی، کریستینا نگاه اش با یک نقاش خوشتیپ به نام خوان آنتونیو (خاویر باردم) گره می خورد. وی چشمش را از کریستینا بر نمی دارد و کریستینا هم به او خیره می شود. کریستینا از جودی و مارک در ارتباط با آنتونیو سوال می کند. آنها هم به کریستینا می گویند که او یک نقاش است که شایعه شده در ازدواج اش شکست خورده و بر سر همین موضوع دعوای شدیدی رخ داده و یک نفر هم چاقو خورده است. همین کافی بود تا ویکی نخواهد چیز بیشتری راجع به او بداند با وجود آنکه توجه کریستینا به او جلب شده است. بعد ار آن شب ویکی و کریستینا آنتونیوی نقاش را در رستورانی می بینند و دوباره به هم خیره می شوند. آنتونیو سینه سپر می کند و به طرف میز آنها می رود، خودش را معرفی می کند و سریعا هر دو دختر را برای تعطیلی آخر هفته به اویدو دعوت می کند و به آنها می گوید که در آنجا مناظر محلی با شکوهی است و هر سه از آنجا لذت خواهند برد تا شاید بتواند با شور عشق درونش آنها را به سوی خود جلب کند.

 

ویکی، به سردی با خوان آنتونیو برخورد می کند و با این پیشنهاد موافق نیست، اما کریستینا آماده ماجراجویی و تجربه های جدید است و با آنتونیو موافقت می کند. ویکی نیز از روی حس دوستی کریستینا را سرزنش می کند تا شاید بتواند جلوی رفتن او را بگیرد تا گرفتار این نقاش مودب خوشتیپ نشود.

 

خیلی غیر معقول به نظر می رسد که یک زن جوان با یک غریبه برای تعطیلی آخر هفته قرار بگذارد و پیشنهاد او را بپذیرد. اما باردم طوری خوان آنتونیو را خلق کرده که خیلی صادقانه و بدون دردسر کریستینا را مجذوب خود کرده است و قلب زنان جوان زیادی را اسیر خود می کند. ویکی در اویدو مدتی در برابر دلربایی آنتونیو مقاومت می کند، اما وقتی کریستینا از غذا مسموم می شود، زمان بیشتری را با جان آنتونیو می گذراند و لذت عشقی را در کنار یکدیگر تجربه می کنند و هر دو از آن لذت می برند.

 

بعد از بازگشت آنها به بارسلونا جان آنتونیو دوباره سراغ کریستینا را می گیرد و ویکی را به حال خودش رها کند تا برای ازدواج غریب الوقوعش مشکلی ایجاد نشود. کریستینا با جان آنتونیو می رود و در همین موقع ها سر و کله همسر سابق جان آنتونیو، ماریا النا (پنه لوپه کروز) پیدا می شود. او کلی پرخاش می کند و رجز می خواند و …

 

دوگ قصد دارد که به بارسلونا برود تا با ویکی ازدواج کند، کسی که حتی راجع به جان آنتونیو فکر هم نمی کرد. وقتی ویکی، جودی را در حال معاشقه با یک مرد دیگر می بیند، جودی اغتراف می کند که مدتهاست که با مارک رابطه ندارد. ویکی هم تمام قضایایش را با خوان آنتونیو برای او تعریف می کند.

 

 

 

نقد داستان:

وودی آلن یکی از بهترین فیلم های سال های اخیر کارش را ساخته است. یک فیلم بامزه، فلسفی و تخیلی و ابتکاری که به دنبال جست و جوی معنای واقعی عشق و هوس و رابطه بین این دو است.

 

پنه لوپه کروز خوب ظاهر شده، با اینکه حرکاتش خیلی شبیه بازی اش در بازگشت است اما اینجا با مزه تر و جالب تر بازی می کند. جوهانسون مثل همیشه کاراکترش را خوب ایفا می کند و باردم هم با آن بازی هنرمندانه کاری می کند که شما فراموش کنید این همان قاتل سریالی فیلم “جایی برای پیرمرده نیست” می باشد. نقش جان آنتونیو را به طوری که مردی است که معنای واقعی عشق سوزان را می خواهد نشان دهد را ایفا می کند.

 

کلارکسون در این فیلم خشک است، به طوری که حتی اگر می خواست فیلم را بد بازی کند، اینطور بازی اش بد از آب در نمی آمد. از همه مهمتر ربکا هال در نقش ویکی به زیبایی هر چه تمام تر بی میلی به زندگی را نشان می دهد و شاید قلب داستان فیلم با این بازیگر بتپد.

 

نویسنده و کارگردان این فیلم وودی آلن را بابت این فیلم باید سپاس گفت و از وی قدردانی کرد. او با این نوشته اش به کشف دنیای فانتزی عشق و ارتباط یک مرد با خانم ها پرداخته است و اثری به یاد ماندنی خلق کرده است.

 

وودی آلن آثار سابقش را بیشتر در نیویورک فیلمبرداری میکرد، اما این بار به سراغ یک شهر اروپایی به نام بارسلونا رفته و حتی یک کاراکتر هم از این محل به عنوان یک لوکیشن فیلمبرداری ساخته است. و سرانجام قرار دادن آن در کنار دو نام ویکی و کریستینا شخصیت های اصلی فیلم و نهایتا ویکی کریستینا بارسلونا. بارسلونا جایی که به نظر می رسد انسان را دستخوش حال و هوای سنتی آنجا می کند و مسائل ممکنی را به روی ما باز می کند که قبلا حتی تصورش را نمی کردیم. وودی آلن در میانه فیلم بسیار زیاد از صدای خارج از تصویر استفاده می کند و از زمانی که فیلم شروع می شود این راوی همراه ماست.

وودی آلن با این فیلمش هدیه بسیار زیبایی را به ما می دهد و یک اثر ستودنی را از خود بر جا می گذارد.

 

منبع: http://www.movieland.ir/articles/previews/vicky-christina-barcelona

 

[ 88/05/14 ] [ 11:6 بعد از ظهر ] [ حلقه نقد فیلم ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سینما باید سنگی باشد که سکوت را بشکند ...
موضوعات وب