غرب وحشی

نقدی بر فیلم قلمرو :

 

 

بعد از واقعه 11 سپتامبر تحولی شگرف در جامعه بشری رخ داد حادثه ای که ابعاد فاجعه اش قابل مقایسه با سایر حوادثی همچون بمباران اتمی هروشیما وهمچنین واقعه صدرا و شتیلا در لبنان و کشتار بی رحمانه فلسطینیان توسط صهیونیسم ها در دیر یاسین و.... (تمام حوادثی که امریکا چه مستقیم چه غیر مستقیم نقش کلیدی داشته) نبود اما برای سران کاخ سفید و مردم وحشی آمریکا کافی بود که آن را پیراهن عثمان کرده و برای انتقام این حادثه باز جنایاتی ازنوع حوادثی که ذکر کردم مرتکب شوند در این میان کفتار پیر منطقه یعنی اسرائیل نیز بیکار ننشست و ...............

 

( برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید )

 

 

ادامه نوشته

عنوان ندارد

 

به نظر می رسد این فیلم در نقد راوی ازدیدگاه اجتماعی وسیاسی مورد تحلیل قرار گرفت اینجانب در این ارتباط  می خواهم نکته ای را عرض کنم .

 

تردیدی نیست که تمام عواملی که راوی درباره علل اعتیاد ذکر کرد موثر است اما باید دو نکته را مورد توجه قرار داد اول آنکه موثرترین عامل کدام است  ودوم آیا میان این عوامل ارتباط وجود دارد به عنوان مثال آیا حکومت می تواند در نحوه تربیت والدین تاثیر بگذارد.

 

پاسخ واضح است این عوامل همچون زنجیری به هم متصل می باشند ودر طول یکدیگر قرار می گیرند که از خود علی شروع می شود وبه حکومت خاتمه می یابد که البته هر عامل به طور مستقل نیز بی تاثیر نیست که تاکید مهرجوی بر تاثیر مستقل این عوامل است.

 

علی ناشی ازبی توجهی خانواده وسخت گیری بی جا از خانواده خود دور می شود ودر واقع این عدم توجه خانواده  است که علی را به دامان اعتیاد می کشاند واگر فکر کنیم که یک جواز ندادن می تواند فرد را به اعتیاد بکشاند سخت در اشتباه خواهیم بود  تاثیر حکومت بر اعتیاد علی مجوز ندادن نیست بلکه حکومت در راس تمام علل وبه طور غیر مستقیم بر اعتیاد علی تاثیر می گذارد به عبارت دیگر حکومت با برداشت های غلط از دین خانواده را به سمت تعصبات بیجا می کشاند  واین تعصبات بی جا باعث دوری علی از خانواده شده و سرانجام به سمت اعتیاد می رود بنابراین من آن روحانی که در خانه پدر مادر علی بود را نماد حکومت می دانم که در حال تاثیر گذاری می باشد علی هنگام وارد شدن به خانه ابتدا به سراغ اولین علت یعنی مادر (خانواده) می رود سپس سراغ روحانی(حکومت).

 

روحانی (حکومت) در پاسخ در خواست کمک علی واکنشی نشان می دهد که در فیلم مشاهده کردید اما خانواده (علت اولی) تلاش می کند که علی را از این معضل نجات دهد.

 

 

اما می خواهم در یک مورد دیگر نیز صحبت کنم که در جلسه نقد این فیلم فرصت نشد و آن استفاده هنر مندانه از رنگ نارنجی در صحنه پردازی است(به عبارت دیگر نور صحنه نارنجی است) به دیدگاه این جانب قرمز رنگ خطر وحتی در مواردی مرگ می باشد (همیشه تابلو خطر مرگ به رنگ قرمز است) اما نارنجی که مخلوطی از قرمز وزرد است و قدرت رنگ سرخ را ندارد اما نتیجه یکی است بنابراین به دیدگاه اینجانب نارنجی رنگ مرگ تدریجی(سرانجام یک معتاد) می باشد و اگر مشاهده کرده باشید این رنگ به رنگ آبی که به دیگاه من رنگ حیات است بدل می گردد.

 

در پایان من نیز تاسف عمیق خود را برای عدم دادن مجوز به این فیلم اعلام می دارم و امید دارم که روزی برسد که دیگر فیلم هایی که توسط کار گردانان بزرگی همچون مهرجویی تولید میشود توقیف نگردد.

 

                                                                                                                 به امید ظهور

 

                                                                   (دوست)

 

فساد پلیس

 

 

قبل از آنکه به بررسی موضوع اصلی فیلم بپردازم لازم است نکته ای را متذکر شوم وآن اینست که با توجه به اکشن بودن این فیلم توجه کارگردان به صحنه و حوادثی است که در دل بیننده ایجاد هیجان مخلوط با اضطراب می کند وحتی با وجود پیش بینی پایان خوش توسط بیننده این اضطراب از درون بیننده تا انتهای فیلم بیرون نمی رود. و در واقع میتوان عامل جذاب بودن این فیلم ها را نیز همین نکته دانست ونه محتوی داستان به نظر می رسد داستان این فیلم ازیک پروسه تکراری که در بسیاری از فیلم ها اکشن وجود دارد الهام می گیرد. آن پروسه تلاش برای نجات یک شخص می باشد شخصی که از دیدگاه شخصیت های منفی داستان باید حذف گردد تا آنها به اهداف خود دست یابند.

 

به هر صورت این نیز یک ژانر سینمایی(سینمای اکشن) می باشد و باید دید که آیا فیلم بلوک16 در چارچوب ژانر خود فیلمی است موفق برای جذب مخاطب(اصلی ترین هدف تهیه کنندگان یک فیلم) یا خیر که به نظر اینجانب با توجه به هیجان مناسب به دور از خرق عادت های زاید می تواند فیلم موفقی باشد.

 

اما موضوع اصلی فیلم، که همان فساد پلیس در جامعه آمریکا است: آنچه قابل تحسین است داشتن این شهامت نزد سینما گران آمریکایی است که می توانند آزادانه پلیس را تا این درجه به نقد بکشانند. این در حالی است که سینما و تلویزیون در ایران از این نعمت محرومند به عنوان نمونه در همین طرح ارتقا امنیت اجتماعی که همه اذعان دارند که توسط پلیس تخلفاتی شده است (حتی فیلم هایی از این تخلفات نیز پخش شد) ما شاهد کنار گذاشتن یک مجری تلویزیون به خاطر انتقاد از سردار رادان در برنامه کوله پشتی بودیم.

 

 شنیده بودم که این فیلم(بلوک 16) در صدا وسیما(شبکه تهران) پخش شد فقط امیدوارم آنهایی که به وضعیت موجود در جامعه آمریکا انتقاد می کنند(البته قبول دارم که بیشتر آنها به حق است) ببینند که سینماگرایان در آمریکا چگونه می توانند آزادانه در فیلم هایشان به انتقاد از پلیس بپردازند.

 

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی                     هر لحظه به دام دگری پابستی

 

گفتا شیخا هرآنچه گوئی هستم                         آیا تو چنانچه می نمائی هستی؟

 

نوشته شده توسط : دوست