بلوک 16

16 Blocks ( 2006 – آمریکا )

 

 

کارگردان :  Richard Donner

 

نویسنده : Richard Wenk

 

ژانر : Action / Crime / Drama / Thriller

 

بازیگران :

 

 

 

معرفی کارگردان : ریچارد دانر متولد سال 1930 در آمریکا که برخی از آثار او به شرح زیر می باشد :

 

1-      سام و جرج ( در دست تهیه )

 

2-      سوپرمن 2 ( 2006 )

 

3-      بلوک 16 ( 2006 )

 

4-      Timeline ( 2003 )

 

5-      اسلحه مرگبار 4 ( 1998 )

 

6-      آدمکش ( 1995 )

 

....................................................................................................................................

 

بیو گرافی بروس ویلیس : متولد 19 مارس 1955 در آلمان غربی .

 

 

برخی از آثار بروس ویلیس عبارتند از :

 

 

 

1-  Morgan's Summit ( در دست تهیه )

 

2- Pinkville ( در دست تهیه )

 

3-  The Surrogates ( در دست تهیه )

 

4-  The Last Full Measure( در دست تهیه )

 

5-  President Assassination of a High School  ( 2008 )

 

6- Planet Terror ( 2007 )

 

7-   Nancy Drew( 2007 )

 

8- جان سخت 4 ( 2007 )

 

9- کاملا بیگانه (2007 )

 

10- Grindhouse ( 2007 )

 

11- The Astronaut Farme ( 2006 )

 

12-                 ( 2006 )  Fast Food Nation

 

13- بر فراز پرچین ( دوبله ) ( 2006 )

 

14- بلوک 16 ( 2006 )

 

15- شهر گناه ( 2005 )

 

16- گروگان ( 2005 )

 

17- اشکهای خورشید ( 2003 )

 

18- Grand Champion ( 2002 )

 

19- سارق مسلح ( 2001 )

 

20- کودک ( 2000 )

 

21- حس ششم ( 1999 )

 

22- محاصره ( 1998 )

 

23- آرماگدون ( 1998 )

 

24- شغال ( 1997 )

 

25- عنصر پنجم ( 1997 )

 

26- آخرین مرد مقاوم ( 1996 )

 

27- جان سخت 3 ( 1995 )

 

28- پالپ فیکشن ( 1994 )

 

29- فاصله موثر ( 1993 )

 

30- جان سخت 2 ( 1990 )

 

31- جان سخت 1 ( 1988 )

 

32- نخستین گناه کشنده ( 1980 )

 

گذری بر کارنامه بازیگری بروس ویلیس :

 

بروس ویلیس با ایفای نقش در نسخه اول فیلم جان سخت در نقش یک پلیس قهرمان توانست به شهرت خوبی دست پیدا کند . پس از این موفقیت در سال 93 با بازی در فیلم حادثه ای فاصله موثر که بازهم در نقش یک پلیس قهرمان ظاهر می شود به پیروزی دیگری در عرصه بازیگری دست یافت . در سال 94 در فیلم کوینتین تارانتینو به نام پالپ فیکشن که در کنار ستاره های بزرگ سینمای هالیوود مانند جان ترولتا ، ساموئل ال جکسون و اِما ترومن در نقش یک سارق و آدمکش بازی می کند و با بازی در نسخه سوم فیلم جان سخت در سال 95 به اوج شهرت می رسد که از این به بعد دوران موفقی را در کارنامه بازیگری خود سپری می کند . نکته قابل توجه در مورد بروس ویلیس این است که معمولا در نقش یک قهرمان در فیلمهای خود ظاهر می شود .

 

مانند آثاری چون : آخرین مرد مقاوم که فیلمنامه آن بر گرفته از فیلم به خاطر یک مشت دلار می باشد فقط با تغییر زمانی در داستان فیلم که بروس ویلیس در این فیلم در نقش یک گنگستر قهرمان ظاهر می شود و فیلم آرماگدون به کارگردانی مایکل بای  که با بازی نسبتا زیبای بروس ویلیس آمریکا را به عنوان ناجی بشریت معرفی می کند . یا آثار دیگری چون اشکهای خورشید ، گروگان ، بلوک 16 و جان سخت 4 . البته شایان ذکر است بروس ویلیس در نقشهای منفی هم ظاهر شده است که این نقشهای وی به جز فیلم شغال در بقیه آثارش معمولا یک دزد و آدمکش دوست داشتنی بوده است مانند فیلم هف خط یا فیلم سارق مسلح . در کل ژانر بازیگری بروس ویلیس تریلر می باشد ، به جز فیلم ترسناک حس ششم به کارگردانی شیمالان ، فیلم درام کودک که همی چند روز پیش از شبکه دو سیما پخش شد و عنصر پنجم لوک بسون که آن هم در ژانر تخیلی - تریلر جای دارد .  

 

نوشته شده توسط : رضا سروش

 

( استفاده از مطالب این وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز می باشد )

 

ادامه نوشته

بلوک 16

فیلم " بلوک 16 " یکی از صدها فیلم هالیوودی است که ماموریتش ارزش سازی و هویت بخشی به یک بلوک خاص از جامعه ی آمریکاست. جامعه ای که حداقل می توان در این تاریخ با قطع و یقین در مورد سرریز بداخلاقی در آن سخن گفت ، که سندهای آن هر روزه انتشار می یابد. گرچه این بداخلاقی ها در همه جا و حتی در مورد خود ما و آدم های اطراف ما وجود دارد، ولی در جامعه ی آمریکا بالاتر از معمول است. این امر باعث شده یکی از شاخصه های جامعه ی آمریکایی را وجود غیر متعارف اقسام مختلف رذیلت ها بدانیم . طوری که اگر قرار باشد در مورد انسان آمریکایی به نمایندگی از انسانها قضاوت کنیم دیگر نمی توان گفت بشر جایزالخطاست بلکه باید گفت واجب الخطاست....

بلوک 16

در این میان رسالت هالیوود نه غبارزدایی از چهره ی آمریکایی که آراستن آن به انواع فضیلت های انسانی است.

بر این اساس پلیس آمریکایی در بلوک 16 تبرئه می شود و ارزش های اخلاقی به سان درجه ای به او اعطا می شود. تحول روحی و درونی " جک " ما را به یاد فضیل عیاض می اندازد. تحول در یک لحظه اتفاق می افتد و انسان دوستی و اخلاق مداری در جای جای داستان به وسیله ی قهرمان دائم الخمر رقم می خورد. حتی شاهد اصلی که قرار است در دادگاه شهادت دهد را در انتهای داستان در هیات یک نجات یافته می بینیم که ناجی اش کسی نیست جز " جک "، پلیس متعهد آمریکایی.

و حالا نقطه ی اوج داستان که این عضو متعهد آمریکایی هم به عنوان گناهکار و هم به عنوان شاهد و با پای خود ودر حالیکه انواع و اقسام راه های گریز از قانون برای او وجود دارد - ودر مقابل حضور در دادگاه به قیمت جانش تمام خواهد شد – اما او این بهای سنگین را می پردازد و در دادگاه ..........

در دادگاه هالیوود او نه تنها مستحق مجازات نیست بلکه برای پاسداشت این عمل اخلاقی اش برایش جشن تولد گرفته می شود. شاید به این خاطر که در اذهان منحرف ما دوباره متولد شده است.

(راوی)

بلوک 16

 

باسلام و تبریک فرا رسیدن نوروز باستانی

 

ماجرای ما از آنجاکه درونیات جک موزلی به عنوان پلیس مثبت در مقابل دیگر افراد نیروهای پلیس نشان داده می شود جالب توجه ارزیابی می شود جریان باخیلی چیزها روشن می شود کشتن پسر سیاه پوست که قرار است شهادت بدهد بگوید، فریاد بزند در دادگاه پیش دادستان ،انگار می خواهند دادبزنند که دیگر تمام وکمال دموکراسی ومردم سالاری،آزادی بیان عقیده وآرا نزد آنهاست .جک موزلی را مثل یک بت تراشیده وبه ما نشان می دهند.البته مامنکر وجود خیلی از آزادیها نیستیم که درآنجا هست اما یک نوع دیگر نقد عملکرد کارگردان توجه به عملکرد شجاعانه جک در برابر دفاع ازمجرم سیاه پوست در هنگام حمله گروهی از پلیسهای تبهکار است .جک می خواست سالم بماند  دراه عقیده و هدفش التزام عملی داشت .ببینید فرق است ما بین کسی که حرف می زند تا کسی که عمل می کند از قدیم گفته اند "دو صد گفته چون نیم کردار نیست"به جک پیشنهاد می دهند شاهد دادگاه را بکشد و لا پوشانی پرونده را  بکند.اما نکته ای که خیلی دور از انتظار بود گریز وفرار جک موزلی از دست تبهکاران پلیس و پیدا شدن توسط آنها در اندک زمان ممکن بود که این امر خود شاهدی بر این مدعامی تواند باشد که جک موزلی کارش را خوب بلد نبوده ویاضعف کارگردانی و....بله عدم ارتباط بین وجود همزمان پلیس های تبهکار وجک موزلی خیلی عجیب غریب بود...سوالات در این باره زیاد پیش می آید در این فیلم اکشن..مثلا فرانک چگونه موزلی را پیدا می کند..این عدم پیوند مناسب فریم های فیلم یک نقص بزرگ است. بگذریم حالا به نقد هنری این اثر می پردازیم با نهایت صداقت بگویم چیزی برای گفتن ندارم وبه زعم من خیلی از آثار اکشن هالیوودفاقدجنبه هنری سینمای ایران است .شایدبرخی براین باورندکه هنر غربی درآمیخته با امورجنسی شده است این هم برای خودش محترم است.نکته ظریفی دریکی از نظرات آمده بود" اگر در ماشین شما فقط جای یک نفر دیگر باشد کدامیک را سوار می کنید پیرزنی که تنها است ، دوستی که جون شما را نجات داده ، دختر آرزوهاتون رو . این معمای مطرح شد ه دربلوک 16 ا ست . معمای زندگی "انتخاب کدام گزینه بهترازدیگری است....

نوشته شده توسط : مجید

 

 

فساد پلیس

 

 

قبل از آنکه به بررسی موضوع اصلی فیلم بپردازم لازم است نکته ای را متذکر شوم وآن اینست که با توجه به اکشن بودن این فیلم توجه کارگردان به صحنه و حوادثی است که در دل بیننده ایجاد هیجان مخلوط با اضطراب می کند وحتی با وجود پیش بینی پایان خوش توسط بیننده این اضطراب از درون بیننده تا انتهای فیلم بیرون نمی رود. و در واقع میتوان عامل جذاب بودن این فیلم ها را نیز همین نکته دانست ونه محتوی داستان به نظر می رسد داستان این فیلم ازیک پروسه تکراری که در بسیاری از فیلم ها اکشن وجود دارد الهام می گیرد. آن پروسه تلاش برای نجات یک شخص می باشد شخصی که از دیدگاه شخصیت های منفی داستان باید حذف گردد تا آنها به اهداف خود دست یابند.

 

به هر صورت این نیز یک ژانر سینمایی(سینمای اکشن) می باشد و باید دید که آیا فیلم بلوک16 در چارچوب ژانر خود فیلمی است موفق برای جذب مخاطب(اصلی ترین هدف تهیه کنندگان یک فیلم) یا خیر که به نظر اینجانب با توجه به هیجان مناسب به دور از خرق عادت های زاید می تواند فیلم موفقی باشد.

 

اما موضوع اصلی فیلم، که همان فساد پلیس در جامعه آمریکا است: آنچه قابل تحسین است داشتن این شهامت نزد سینما گران آمریکایی است که می توانند آزادانه پلیس را تا این درجه به نقد بکشانند. این در حالی است که سینما و تلویزیون در ایران از این نعمت محرومند به عنوان نمونه در همین طرح ارتقا امنیت اجتماعی که همه اذعان دارند که توسط پلیس تخلفاتی شده است (حتی فیلم هایی از این تخلفات نیز پخش شد) ما شاهد کنار گذاشتن یک مجری تلویزیون به خاطر انتقاد از سردار رادان در برنامه کوله پشتی بودیم.

 

 شنیده بودم که این فیلم(بلوک 16) در صدا وسیما(شبکه تهران) پخش شد فقط امیدوارم آنهایی که به وضعیت موجود در جامعه آمریکا انتقاد می کنند(البته قبول دارم که بیشتر آنها به حق است) ببینند که سینماگرایان در آمریکا چگونه می توانند آزادانه در فیلم هایشان به انتقاد از پلیس بپردازند.

 

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی                     هر لحظه به دام دگری پابستی

 

گفتا شیخا هرآنچه گوئی هستم                         آیا تو چنانچه می نمائی هستی؟

 

نوشته شده توسط : دوست

فیلمی از هالیوود

بنام خدا

 

فیلم سینمایی بلوک 16 - به کارگردانی ریچارد داونر - محصول امریکا – تریلر جنایی*

 

عده ای پلیس امریکایی مرتکب جنایتی می شوند . "جک" که از گروه پلیس مذکور می باشد از کرده خویش پشیمان است . او تلاش می کند تا جان شاهد سیاه پوست و کند ذهن جنایت پلیس را برای ارائه به دادگاه حفظ کند . افراد دیگر پلیس که در جنایت سهیم بوده اند به ریاست "فرانک" تلاش می کنند تا شاهد ماجرا نتواند خودش را به دادگاه برساند . . . . نهایتا" جک به طریقی پیروز ماجرمی شود و خودش را که با ضرب گلوله مجروح شده است به دادگاه میرساند .

این فیلم سینمایی را که قبلا" شبکه تهران پخش کرده بود ، در جلسه گروه به نقد گذاشته شد .

The image “http://www.schools.net.au/edu/kla/art_rodin/rodin_thought1.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


اگر درام پردازی به سیاق هالیوود معرف سرگرمی سازی صرف باشد به نظر اینجانب بیانگر هدف میمونی نیست. ایجاد چند تصادف با سبب های سطحی و یا بی دلیل همیشه از نقاط ضعف نگارش یک درام است مگر آنکه این تصادف ابتدای قصه بوده و یا یک ساختار پست مدرنیستی ملاک باشد. اگر تمام درام بلوک 16 به این میپرداخت که "جک" چرا و چگونه از جنایت مذکور پشیمان شده است می توانستیم شاهد سیر یک نمایش مستدل و روان پریش خوبی باشیم و این نوید بخش اندکی تامل و اندیشه در ارتباط با انسان می توانست باشد - فیلم سینمایی بی خوابی با بازی آلپاچینو و رابین ویلیامز را به خاطر دارید؟ - اما اینکه ما اساس گره گشایی بنیادین داستان یعنی تحول "جک" را به عنوان پیش فرض - بدون دلیل - در نظر بگیریم این سینما نمایش مستدلی نخواهد بود و اندیشه مخاطب را درگیر نخواهد نمود . چنین فیلمی از این بالاتر نخواهد توانست برود که با نمایش صحنه هایی پرخرج از تصادم اتوبوس با در و دیوار و چند حادثه بی دلیل ( یا کمرنگ از لحاظ منطقی ) تماشاگر را لحظاتی سرگرم کند . نمونه دیگری را از سیر بی استدلال داستان هنگامی ذکر می کنم که آن پیرمرد چینی ( اگر اشتباه نکنم چینی ) جک و سیاه پوست را در خانه خودش راه می دهد و از آن بدتر قبل از آن شعار هم می دهد که من هیچوقت در خانه ام را باز نمی کنم این یعنی اینکه علیرغم زندگی منزویم اما من تحت تاثیر شما قرار گرفته ام اما پیرمرد که آن ها را نمی شناخته ، پس این پذیرایی از آن ها جز یک بازی احساسی چه چیز دیگری می تواند باشد؟ بعد هم جک از لباس های پیر مرد برای تغییر قیافه سیاه پوست استفاده می کند و پیر مرد هم با آن ها دوست شده است!

 

موسیقی احساسی هنگام نمایش دیالوگ های احساسی از دیگر مشخصات فیلم های سطحی است . خداوند "برسون" این فیلمساز بزرگ فرانسوی را بیامرزد که در یادداشت هایش این بیان را تاکید نمود که موسیقی اصلا" در سینماتوگراف من ممنوع است مگر آن موسیقی که توسط بازیگران فیلم نواخته شود ( مثلا" ما پیانیستی را ببینیم که پیانو بزند ) و یا اسباب موسیقی ( هرچه که هست : رادیو ، الات موسیقی ... ) در فیلم وجود داشته باشد. و این یادداشت همانا بخاطر ترس برسون از احساسات بازی در سینماتوگراف بوده است .

 

از دیگر نقاط ضعف بلوک 16 شخصیت پردازی سیاه و سفید و وجود دیالوگ های شعاری در آن است مثلا" توجه شما را به اعتراف جک در نزد سیاه پوست و گفتن اینکه من آدم بدی هستم جلب می کنم و تفکر بیشتر در باره بلوک 16 ورسالت سینما را به شما وامی گذارم .

- این نوشتار گریزی بود بر اندیشه اینجانب در مورد سینمایی که از آن یاد کردم . تلاش من بر این است تا با کمترین تعصب نسبت به نظر شخصی اندیشه ام را در باره سینما مطرح نمایم لهذا از شنیدن نظرات خوب شما خوشحال خواهم شد .

 

( سال نوی خورشیدی را پیشاپیش به دوستانم تبریک می گویم )

 

نوشته شده توسط : تصویر