بدون شرح
سنتوری ( ۱۳۸۵ – ایران )

سنتوری ( ۱۳۸۵ – ایران )

بنام خدا
آنچه بیش از هر چیز دیگر در سنتوری جالب توجه به نظر می رسد روایت ملودرام مهرجویی است . شاید کسی باور نمی کرد کارگردان فیلسوف و سخت نگاه لیلی و پری و هامون و . . . که زندگی را پر درد یا فیلسوفانه و عارفانه می نگریست حالا از زاویه نگاه فیلمهای مهمان مامان و سنتوری به آهنگ زندگی بنگرد.
ملودرام یک روایت موزیکال احساس گرا و هدف آن آشنایی مخاطب با آلام کاراکترها همراه با همذات پنداری اغراق شده تا نهایتا در آوردن اشک آن ها می باشد و یا از طرف دیگر همراه با شادی و سرور اشخاص محوری فیلم برای آشنایی بیشتر مخاطب از لحاظ احساسی با کاراکتر هایی که با آن ها همذات پناری کرده است می باشد .
آیا می توان از این سیر معکوس فیلمسازی ( از سینمای روشنفکری به سینمای عامه پسند ) تغییر زاویه نگاه مهرجویی را به زندگی نتیجه گرفت ؟ یعنی آیا او در کهنسالی اش بعد از یک عمر باریک و سخت نگری نسبت به زندگی به معنای جدیدی از زندگی دست یافته است ؟
در عرف مجالس پارتی و عروسی شاید هیچ وقت ندیده باشید که از سازی مثل سنتور که یک ساز اصیل و سنتی ایرانی است استفاده بکنند و بیشتر استفاده از آن در کنسرت های کلاسیک و مجالس رسمی برای ما آشناست . دلیل این آشنایی زدایی را می بایست در لایه نماد شناخت سنتوری جستجو کرد . علی یک آهنگساز قدیمی ایرانی است و کماکان به اصالت سازش وفادار مانده است . هانیه _ عشق علی سنتوری _ هنگامی که علی سنتوری معتاد و وامانده از روزگار شده است به سمت جاوید _ نوازنده ویالون _ متمایل می شود . مهرجویی یکی از عوامل این رویگردانی از فرهنگ ایرانی و تمایل به سوی ساز غربی که نماینده فرهنگ وارداتی است را کوتاه نگری زاویه نگاه خشک طبقه ای می داند که بخاطر حرمت ساز علی سنتوری او را از امرار معاش قانونی اش محروم ساخته اند .
سنتور نماد فرهنگ قدیم ، زن نماد میهن و ویالون جاوید نشانه ای از مدرنیته تحمیلی است .
سنتوری در سبک روایت داستان ، مشابه فیلم های هندی پر فراز و نشیب است ، در طول زمان واقعی طولانی مدت آن برای قهرمان داستان موقعیت های پر فراز و نشیبی اتفاق می افتد ، شاهی به گدایی و گدایی به شاهی تغییر می کند .
از نکات قابل توجه دیگر در سنتوری نگاه مهرجویی به مقوله سنت مذهبی است . علی در کلبه شاعرانه اش کنار رود خانه و ساز و طرب ، روحانیتی را تعریف می کند که مطابق میل او دین را ساده انگار و سهل گیر و دوستانه می پندارد همچنین علی از طرز تلقی خانواده اش که دین را خشک و بازدارنده او از موسیقی می داند بیزار است . مهرجویی مذهبی است اما برداشت خودش را نسبت به دین و قواعد و ساز و کار آن در زندگی دارد که فکر می کنم جای بحث زیاد در باره آن در اینجا نیست .

به قول دکتر دهقان تعریف هپی اند در فیلم ، متفاوت از تعریف پایان خوش است . پایان داستان سنتوری یک پایان مطلوب از نگاه داستانی و یک جشن شاد از نظر احساسی است . هم هپی اند و هم پایان خوش .
شاد باشید !
(تصویر)
" سنتوری " از سری فیلم هایی است که با رویکردی انتقادی به ریشه های پدیده ی خانمانسوز اعتیاد می پردازد. این فیلم در به تصویر کشیدن زندگی رقت بار یک معتاد به واقع بی نظیر می نمایاند. موسیقی و ترانه های تاثیرگذار همراه با بازی هنرمندانه ی رادان از عوامل این زیبایی اند. یکی از صحنه های زیبا و تاثیرگذار فیلم آنجاست که علی رانده از همه جا و بی خانمان با مشتی خرت و پرت به حاشیه ی شهر پناه برده و در این بی خانمانی مشغول تیمار کبوترهایش و معتادان آسمان جولی بدتر از خود است.
اما نویسندگان سنتوری با مقوله ی اعتیاد به صورت یکطرفه و مبتنی بر آرا شخصی برخورد کرده اند. آنها با حذف خود فرد به عنوان بازیگر اصلی در رقم زدن سعادت و یا شقاوت خویش، خانواده، جامعه و نظام حکومتی را تنها عوامل پرورش دهنده ی معتاد قلمداد می کنند. در بیان سازندگان " سنتوری " ، خانواده به خاطر عدم توجه به علایق فرد ، سنت گرایی ، داشتن زمینه های مذهبی معارض با خلقیات جوان و ... مقصر است.
جامعه به خاطر مهیا بودن اسباب فسق و فجور و پدیده ای به نام رفیق بد مقصر است و نظام حکومتی به علت آنچه که " سنتوری " آن را طرز برخورد اشتباه و متحجرانه با هنرمند نامید بخشی از بار تقصیر را به دوش می کشد. البته آنچه ناپذیرفتنی و مورد انتقاد است بیان افراط گونه ی فیلم در برشمردن عوامل معضل اعتیاد است.

مثلا در صحنه ای از فیلم، پدر علی را می بینیم که بدون آنکه بفهمد چه می کند، نه تنها اسباب و لوازم تزریق را برای علی فراهم می کند، بلکه خود عامل تزریق مواد افیونی به فرزندش می شود. و بعد هم کاملا بی تفاوت علی را ترک می کند. در ابتدا به نظر می رسید که پدر برای سرکشی از علی به منزل او می رود. اما در حالی علی را ترک می کند که میخ دیگری بر تابوت او کوبیده است. برداشت ما این می شود که فقط برای تزریق آمده بود.
آقای مهرجویی ! این شیوه بیشتر به پاک کردن صورت مسئله شبیه است تا ریشه یابی و بیان راه حل ها. ما هم موافقیم که وقتی اعتیاد و معتاد ریشه یابی می شوند بی تردید خانواده هم باید محاکمه شود. اما حوزه ی اثر گذاری هر عامل هم مشخص است. مقصود شما از نشان دادن اینکه یک پدر به فرزندش مواد مخدر تزریق می کند چیست ؟
این تصویر سازی افراطی در مورد نظام حکومتی هم مشهود است. هانیه، همسر علی، که او هم از زخم های اعتیاد بی نصیب نمانده، حکومت را به باد انتقاد گرفته و از چنین اصطلاحاتی برای نشان دادن عصبانیت خود استفاده می کند :" مملکت خشن، دروغگو، بی رحم که همه را معتاد می کند ....!! "
بله ! از زاویه دید آقای مهرجویی مملکت همه را معتاد می کند چون مجوز هر کاری را نمی دهد. البته در اینجا فرصت وارد شدن به مناقشه ی معترضین و جمهوری اسلامی نیست. اما اگر استدلال آقای مهرجویی در مورد اخیر پذیرفته شود هر عمل مورد علاقه ی جوانان برای اجتناب از افتادن در دام اعتیاد جایز است. و در این میان علاقه ی جوانان شرط لازم وکافیست و نه مبانی اصولی و اعتقادی نظام حکومتی !
" سنتوری " علاوه بر نشان دادن نابسامانی ها در بخشی از جامعه ی جوان ایران، روی دوم سکه را هم نشان می دهد. برادر علی نماینده ی این نیمه ی پنهان است. وی ضمن همدرد نشان دادن خود با علی به تحسین شجاعت وی می پردازد و می گوید : " من ترسو هستم .... 40سالمه نه شغل درست وحسابی و نه خونه و زندگی مستقل ! " شاید آقای مهرجویی پس از معرفی علی به عنوان یک معضل بالفعل، می خواهد بگوید بخش دیگر جامعه ی جوان بالقوه "علی" هستند.
به هر حال با تمامی این تحلیل ها، اعتقاد بر ناچیز بودن نقش عوامل فوق الذکر در شکل گیری یک معضل اجتماعی نیست. که هرکدام از اینها به واقع نقش کلیدی در حیات وممات فرد دارند. خانواده به مثابه دروازه ورود فرد به جامعه در تربیت صحیح و جهت دهی وی در مسیر سعادت نقشی غیر قابل انکار دارد. همینطور حکومت و مسئولان حکومتی. تمام مطالب مطروحه در این نقد با موضوع مورد بحث یعنی فیلم " سنتوری " موضوعیت پیدا می کند. چرا که توفیق یک اثر هنری در راهگشایی پیرامون یک پدیده هنگامی محقق می شود که شیوه ای واقع بینانه در پیش گیرد. با بخشی نگری در واقع خود را از دایره ی اعتنا خارج می کند. در فیلم " سنتوری " علی به مثابه یک توپ ازهر طرف پا می خورد و بی اختیار به هر سمت و سو می رود. آقای مهرجویی ! بهتر است بگوییم : خانواده، جامعه، حکومت و..... + علی.
" خداوند از برای روح تو بال هایی آفریده است تا در آسمان بیکران عشق و رهایی به پرواز در آید. دریغا که شاهپرهای خود به دست خویش چینی و روح خود به رنج خزیدن کرم وار بر زمین واداری !"
(راوی)