آینه

حکایت یک خانه ی قدیمی

 

یادداشتی بر آینه ی آندری تارکوفسکی

 

آینه

 

دوربین آرام-آرام وارد داچا ( کلبه ی چوبی )  می شود، همانطور که نور درخشان خورشید وارد شده است،همانطور که آن توله سگ داخل شده است و همان طور که آوای آرام بخش پرندگان، اجازه ی ورود پیدا کرده است. به آرامی به کنار پنجره می رسیم. از قاب پنجره بیرون را می توان دید. مادر کمی آن طرف تر نشسته است. تنها است. آلوشا به سمتش می رود. لحظاتی بعد،این نما تمام می شود، در اوج سادگی، در اوج زیبایی. و فیلم آینه ی آندری تارکوفسکی فرصت تجربه ی چنین تصاویری است. تصاویری که از خانه، مادر، پدری که نیست، کودکی و جنگ می گویند، چرا که از خاطره سرچشمه می گیرند. خاطرات هنرمندی روس که پیش از آنکه فیلم اش را ساخته باشد، آن را زندگی کرده است.

 

 

 

فیلم آینه با یوری، همان پسر نوجوان که بسختی سخن می گوید،و تلاش او برای حرف زدن، آغاز می شود. او سرانجام به کمک مربی خود، بدون هیچ مشکلی، سخن می گوید: « من می تونم حرف بزنم.» بلافاصله بعد از این حرف اوست که تیتراژ و همچنین موسیقی باخ ، به طور همزمان، آغاز می شوند. اکنون همه چیز برای

 

تارکوفسکی فراهم است. او می تواند از خاطرات، کودکی و رنج هایش سخن بگوید.بابک احمدی در تعبیری زیبا،صدای یوری را وقتی می گوید « من می تونم حرف بزنم»،به نگاه چشم هایی همانند می داند که ناگهان بینا می شوند.

ادامه نوشته

آینه (1975 – روسیه)

 

آینه

 

کارگردان: آندری تارکوفسکی فیلم نامه: الکساندر میشارین/ آندری تارکوفسکی فیلم بردار: گئورگی دربرگ آهنگ ساز: ادوارد آرتمیف بازیگران: مارگاریتا تره خووا

 

تارکوفسکی در حدود چهل سالگی تصمیم گرفت به کودکی خویش یباندیشد و فیلمی از خاطره های بیشتر تلخ و به ندرت شیرین بسازد. فیلمی درباره ی مادرش و درباره ی یک خانه. این طرح که نخست "سلامت بازیافته" و سپس "روز روشنِ روشن" نام داشت در انتها به "آینه" تبدیل شد.
ادامه نوشته

بیوگرافی

بیوگرافی آندری تارکوفسکی

 

آینه

 

آندری آرسن‌یویچ تارکوفسکی (به روسی: Андрей Арсеньевич Тарковский ‏) (زادهٔ ۴ آوریل ۱۹۳۲ - درگذشتهٔ ۲۹ دسامبر ۱۹۸۶) کارگردان و فیلمساز برجسته روسی بود.

 

زندگی و حرفه

 

پدرش شاعر برجسته آرسنی تارکوفسکی و مادرش ماریا ایوانووا ویشنیاکووا بود. پیش از نام نویسی در مدرسه فیلم در دو رشته موسیقی و عربی تحصیل می‌کرد. او زیر نظر میخائیل رم در مدرسه سینمایی مسکو ( VGIK)، تحصیل کرد. در هنگام تحصیل دو فیلم کوتاه ساخت : ۱ - امروز مرخصی در کار نیست (۱۹۵۹) و ۲ - غلتک و ویولن (۱۹۶۰) که فیلم پایان نامه‌اش بود و در جشنواره نیویورک برنده جایزه‌ای شد.

 

تارکوفسکی با ساخت اولین فیلم بلند خود با عنوان کودکی ایوان در سال ۱۹۶۲ موفق به دریافت پانزده جایزه بین المللی از جمله شیر طلایی جشنواره بین المللی فیلم و نیز و جایزه بزرگ جشنواره سان فرانسیسکو شد. دید تلخ شاعرانه و ذهنیت بی نظیر او در نخستین فیلم بلندش متجلی است. بعد از این فیلم در سال ۱۹۶۶ آندره روبلوف را کارگردانی کرد. سولاریس فیلم بعدی این کارگردان است که در سال ۱۹۷۲ ساخته شد.تارکوفسکی آینه (فیلم) را در سال ۱۹۷۴ ساخت. می‌توان گفت که مضمون آینه (۱۹۷۵) نیز همین است.

 

این فیلم جنجالی اتوبیوگرافی تارکوفسکی است که بیشتر بر نوجوانی اش در دوران وحشت استالینی متمرکز است. تارکوفسکی با ساخت استاکر (۱۹۷۹) باز به دنیای داستان های علمی تخیلی با شالوده‌ای از جامعه شناسی و روان شناسی روی آورد. نخستین فیلمی که تارکوفسکی به کلی خارج از اتحاد شوروی ساخت نوستالژیا (۱۹۸۳) بود. تارکوفسکی زمانی که دولت شوروی اجازه ساخت نوستالژیا را به وی نداد، به ایتالیا رفت و پس از پایان فیلمبرداری این فیلم، با گرفتن پناهندگی سیاسی در اروپا ماند و دیگر به کشورش بازنگشت.

 

تارکوفسکی آخرین فیلمش ایثار را در سال ۱۹۸۶ در جزیره گوتلند به مدیریت سون نیک ویست فیلمبرداری کرد. ایثار به جشنواره کن رفت و جایزه ویژه هیات ناقدان جشنواره را از آن خود کرد. بسیاری از منتقدان تارکوفسکی را پس از سرگئی آیزنشتاین مطرح ترین سینماگر سینمای شوروی می شمرند و او را فیلمسازی نخبه گرا می‌دانند. تارکوفسکی در طول سال های کارگردانی خود ۱۲ فیلم کوتاه و بلند ساخت. او ۲۹ دسامبر ۱۹۸۶ درگذشت و در پاریس به خاک سپرده شد.

ادامه نوشته