هزارتوی پن (محصول مشترک: Mexico ، Spain ، USA)

عنوان فارسی: هزارتوی پن ( Laberinto del Fauno, El )

جمله ی تبلیغاتی: Innocence Has A Power Evil Cannot Imagine

محصول سال: 2006 ( اولين عرضه در May 27 )

ژانر: درام ، فانتزي ، مهيج

به کارگردانی: گيلرمو دل تورو ( Guillermo Del Toro )

فيلمنامه: نوشته‌ ی گيلرمو دل تورو ( Guillermo Del Toro )

مدير فيلمبرداري: گيلرمو ناوارو

تدوين: برنات ويلاپالانا

طراح صحنه: يوجينو کابالارو

با هنرمندی:

Ariadna Gil در نقش Carmen Vidal

Ivana Baquero در نقش Ofelia

Sergi López در نقش Capitán Vidal

Maribel Verdú در نقش Mercedes

آهنگساز: خاوير ناوارت ( Javier Navarrete )

زبان: Spanish

تصوير: رنگی

صدا: Dolby Digital ، DTS

رده بندی سنی: R افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند.

زمان فیلم: 112 دقیقه

امتیاز فیلم در IMDB : 8.5

جوایز و افتخارات :

نامزد اسکار بهترین طراحی صحنه، فیلمبرداری، چهره پردازی، موسیقی، بهترین فیلم خارجی و فیلمنامه اصیل،

نامزد بهترین طراحی صحنه از اتحادیه طراحان صحنه،

نامزد جایزه بهترین جلوه های ویژه، فیلمبرداری، طراحی لباس، چهره پردازی، طراحی صحنه، فیلمنامه، صدا برداری و بهترین فیلم خارجی از مراسم بافتا،

برنده جایزه بهترین فیلمبرداری و بهترین فیلم خارجی از انجمن منتقدان فیلم بوستون،

برنده جایزه طلای بهترین فیلمبرداری از Camerimage،

نامزد نخل طلای بهترین کارگردانی از جشنواره کن،

برنده جایزه بهترین فیلمبرداری و بهترین فیلم خارجی از انجمن منتقدان فیلم فلوریدا ،

نامزد ١٣ جایزه گویا،

نامزد ٩ جایزه از انجمن نویسندگان سینمایی اسپانیا،

نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی از مراسم گلدن گلاب،

نامزد جایزه بهترین کارگردانی و فیلمنامه از انجمن منتقدان فیلم لندن ،

برنده جایزه بهترین طراحی صحنه از انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس،

برنده جایزه بهترین فیلمبرداری از انجمن ملی منتقدان فیلم آمریکا،

برنده جایزه بهترین فیلم خارجی و بهترین فیلمنامه از انجمن منتقدان فیلم آن لاین،

برنده جایزه بهترین فیلم خارجی از انجمن منتقدان فیلم سن فرانسیسکو و ...

..........................................................................

درباره کارگردان :

"گيلرمو دل تورو"از پديده هاي سينماي اسپانيولي زبان امروز است که از اواسط دهه ١٩٨٠ وارد سينما شده. دل تورو متولد ١٩٦٤ مکزيک در ١٩٩٣ با فيلم Chronos توانست انبوهي از جوايز جشنواره هاي معتبر را به چنگ آورده و شهرتي بين المللي براي خود رقم بزند. چهار سال بعد سر از هاليوود در آورد و با ميميک موفق شد نظر تماشاگر آمريکايي را نيز جلب کند. اما بازگشت به دنياي اسپانيولي زبان و ساخت قصه اي در دوران جنگ داخلي اسپانيا با نام ستون فقرات شيطان سبب شد تا او را جدا از يک ترسناک ساز با استعداد، صاحب قريحه و ديدي سياسي نيز بشناسند. اين فيلم که بازيگر اصلي خود ادواردو نوريه گا را نيز به شهرت رساند جوايز ديگري را نصيب دل تورو کرد. حاصل آنها بازگشت به هاليوود و ساخت پروژه هاي پر خرجي چون بليد ٢ و Hellboy بود که توانست سود مالي خوبي نصيب کمپاني ها کرده و دل تورو را نزد تماشاگر نوجوان و ساده پسند آمريکايي معتاد به قصه هاي مصور نيز صاحب شهرت و محبوبيتي معقول کند. اما آخرين فيلم او به سياق ستون فقرات شيطان و Chronos اثر جدي تر، فکر شده تر و کامل ترين فيلم او تا اين لحظه است که قدرت خود را بار ديگر از انتخاب وقايع اسپانيا در دوره پايان جنگ داخلي به عنوان پس زمينه قصه اش مي گيرد. يقيناً هزار توي پان جدا از اين که يک قصه پريان است و مي تواند هر کسي را شاد کند، طبع آزمايي در زمينه شناخت اتوريته، فاشيسم و جنايت است که ساخته شدن آن در زمانه ما که هنوز اين چنين معضلاتي از زندگي روزمره ما رخت بر نبسته، جاي خوشحالي دارد. با هر منظوري که به تماشاي هزار توي پان برويد، دست خالي بر نخواهيد گشت. موسيقي جادويي آن، فيلمبرداري درخشان و فيلمنامه محکم و کارگرداني قدرتمندانه دل تورو آن را به اثري فراموش نشدني بدل کرده است. تنها فرد آمريکايي پروژه داگ جونز بازيگر نقش پان* است که براي بازي در قسمت هاي مربوط به خود متحمل گريمي ٥ ساعته مي شد. کسي که يک کلمه هم اسپانيولي بلد نبود و ديالوگ هاي خود را فقط حفظ مي کرد!!!

نمايش افتتاحيه هزار توي پان که با سرمايه اي معادل ٧ ميليون يورو به اضافه ٥ ميليون دلار ساخته شده، با تشويق ٢٢ دقيقه اي تماشاگران در جشنواره کن پايان يافت.

http://forum.freedownload.ir/thread-208638.html

..........................................................................

نقد فیلم هزارتوی پن

مطالبی که در زیر خواهد آمد نه یک نقد منسجم بلکه گردآوری کامنتهایی است که در یکی از صفحات سینمایی برای این فیلم نوشتم که بعد تصمیم گرفتم آن را بصورت یکجا و به عنوان یک نقد در اینجا قرار دهم .

برای درک بیشتر این فیلم باید یه مقداری بیشتر در مورد "پن" بدونیم :

پن خدای چوپانان و گله هاست و خدای پگانی طبیعت و زمین و باروری در یونان و روم باستان بوده از نوع فائون ها می باشد. در مورد این خدای پگانی مطالب زیادی روی اینترنت وجود داره اما چند مطالب جالب در زیر مرور می شود :

1- یکی از قدرتهای او ایجاد ترس ناگهانی در دل مردم است که به  همین دلیل این احساس را Panic نام می نهند و جالب است  بدانید طبق افسانه ها هنگام جنگهای ماراتن ، پن به طرفداری از آتنی ها در دل ایرانی ها وحشت می انداخت .

2- اکو یک حوری بسیار زیبا بود که آواز خوشی داشت و از معشوقه های پن بود و گفته میشه از پن بچه ای هم داشت . بعدها اکو کشته میشه و بدنش رو تکه تکه می کنن و فقط بخش پایا...نی آوازش در عالم می مونه . برای همینه که وقتی کسی می خونه بخش پایانی آوازش ادامه پیدا می کنه و اکو نام داره در بخشی از فیلم که دختر داخل چاه میره شروع می کنه به گفتن "اکو" که به معنای بازتاب صداست و بعد پن بر او آشکار میشه .

3 - سایرینکس یک حوری دریایی بسیار خوش آواز از آهالی آرکدیا و دختر خدای رودخانه ها بود . یک روز پن با او روبرو می شه دلباخته ی اون میشه ولی ساینریکس از دست پن فرار می کنه. هنگامیکه به خواهرهاش می رسه بلافاصله و قبل از رسیدن پن اون رو مبدل به نی می کنن. پن که می رسه نمی تونه اون رو از بین نی ها تشخیص بده برای همین به روایتی هفت قطعه و به روایت دیگری نه قطعه نی رو جدا می کنه و به هم می بنده و بدینسان ساز "فلوت پن" اختراع میشه و اون ساز رو می نوازه تا صدای معشوق خودش رو بشنوه .

4 - پن به خاطر نیروهای جنسی معروف بود و گفته می شه که خودارضایی رو از پدرش هرمس یاد گرفت و اون رو به انسانها آموخت فیلم هزارتوی پن رو باید یه فیلم نئوپگانی در نظر گرفت . ادیان پگانی ، ادیانی هستند که در آنها انسانها مظاهر طبیعت یا خدایانی که سمبل و فرمانروای بخش های گوناگون طبیعت بودند رو می پرستیدند. پن هم از خدایان پگانی محسوب میشه .

اوفلیا توسط دنیای طبیعت کلید رو بدست میاره، یعنی به هنر سحر و جادو دست پیدا می کنه . این کلید مربوط میشه به دروازه ی بین دو دنیا که باید باز بشه . بعد به زیرزمینی میره که در اونجا یک هیولا خوابیده کفپوش اینجا بصورت شطرنجی هستش ، کفپوش شطرنجی نماد محل تلاقی دو دنیا است. اما رنگهاش قرمز و مشکیه به جای سفید و مشکی ... سفید نماد دنیای ما و مشکی نماد دنیای دیگه هست ، اینجا قرمزه یعنی دنیای ما باید به خون کشیده بشه تا دو دنیا تلاقی کنن ...

بحثی هست که می گن "آلیستر کراولی" که دین جدیدی اورد و کتاب پرستش موجودات غیرارگانیک رو با الهام مستقیم اونها نوشت ، به سراغ هیتلر رفت و به اون گفت که شیطان برای بازگشتن روی زمین نیاز به خونریزی عظیمی داره و جنگ جهانی طراحی شد .

انتخاب زمان داستان هم با جنگ جهانی و خونریزی های اون زمان اتفاقی نیست در همون زیرزمین روی دیوارها تصاویری از بچه های قربانی شده دیده میشه و با کلید دریچه ای باز میشه که توش خنجر مراسم قربانی هست . این هم باز اشاره ای هست که باز شدن دروازه ی دو دنیا نیاز به قربانی کردن داره. در اصل هیولای اون پایین بخشی از سیس...تم هدایتی پن هستش ... میوه های و کالای اون دنیا مربوط به اونجاست، کسی که بخواد بهشون دست درازی کنه باعث بیداری نیروی شر میشه ...

خود پن هم در آخر میگه که خون بی گناهان باید برای باز شدن دروازه ریخته بشه ... یعنی باز هم به قربانی کردن انسان اشاره میشه ... اوفلیا می میره و خون بی گناه دروازه رو باز می کنه اما وعده ی شاهزاده شدن اوفلیا واقعا محقق میشه یا اینها همه بهانه ای بود تا خون ریخته بشه ؟

اوفلیا هرگز فکر نمی کرد که قراره در دنیای بالا بمیره و فکر می کرد با همین جسم قراره شاهزاده بشه ... یه جورایی وعده محقق نمیشه ... پن برای باز کردن دروازه به خون و قربانی نیاز داشت و در پایان هم قربانی خودش رو می گیره ... اما از یه فیلم نئوپگانی نمیشه انتظار داشت که در پایان پیروان خودش رو ناامید کنه پس بهشون وعده ی زندگی پس از مرگ میده ... چیزی که قرار نبود اتفاق بیافته .

دقت کنید که در متن فیلم نیرنگی وجود داره ، پیامی که ناخودآگاه شما از آن دریافت می کنه با پیام مستقیم داستان فرق داره ... چند سئوال :

چرا با اینکه اوفلیا از آزمون رد شده بود پن دوباره به سراغش اومد و فرصت دیگری بهش داد ؟

چرا پن که به خون بی گناه نیاز داشت ، از اوفلیا نخواست دست خودش رو ببره و خونش رو ارزانی کنه و می خواست کودک رو قربانی کنه ؟

برای اینکه اوفلیا قرار نبود پاداشی دریافت کنه . اوفلیا ابزار و قربانی بود. پن نیاز داشت توسط یک انسان و با ریخته شدن خون یک بی گناه دروازه رو برای ارباب خودش باز کنه .

 خون بی گناه یعنی قربانی شدن و مرگ بی گناه . برای همین باید اوفلیا کشته می شد و قربانی میشد. اما داستان سعی کرده بود نشون بده که اوفلیا برای این کار خودش پاداش دریافت کرد. وعده ای که از آغاز هم دروغ بود . با اینکه تصورات اوفلیا پیش از مرگ اون رو در دنیای دیگه نشون میده اما بدن حقیقی اوفلیا در دنیای بالا تسلیم مرگ میشه.

پیام مستتر دیگر در اینجاست که کاپیتان که موجودی خونریز است ، در نهات باعث خیر می شود. اگر او اوفلیا رو نمی کشت خون بی گناه ریخته نمیشد. پس فیلم به شما نشون میده تمام خونریزی ها لازم بود . این قربانی ها لازم بودند تا دروازه باز شود.

در کل این فیلم نئوپگانی در اصل آموزش پرستش پن و خدایان پگانی رو در دل خودش مستتر کرده و به این وسیله پیام خدایان پگانی رو به بشر می رسونه که برای رسیدن به وعده های اونها قربانی بدن ، حتی اگر شده خودشون رو قربانی کنن ...

خبر مرگ پن بیست سال پس از میلاد مسیح توسط یک دریانورد که این خبر را به صورت صدایی آسمانی شنیده بود به ایتالیا رسید... اما از قرن هجدهم برخی پیروان اعلام کردن که با پن ملاقات داشتن و از قرن نوزدهم در اروپا پن دوباره در ادبیات و شعر و موسیقی به شکل فراگیری ظاهر شد .

در کل بد نیست کسانی که این فیلم رو تماشا می کنن عمیقا به معانی مستتر در آن دقت نمایند .

منبع : https://www.facebook.com/note.php?note_id=130697566993910

..........................................................................

با دانلود مقاله ذیل می توانید به بررسی جنبه های دیگر فیلم بپردازید

دانلود این مقاله به صورت پی دی اف

بیشتر بخوانید

..........................................................................

سایر منابع و لیک های مرتبط :

اندیشه شیعی

http://forum.freedownload.ir/thread-208638.html

http://yafa5.mihanblog.com/post/534

 

( رضا )